الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
50
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
هستيد و حال آنكه خودتان مىدانيد كه بر طبق اخبار صحيح ، سعد بن ابى وقاص ، عبد الله بن عمر بن خطاب ، اسامة بن زيد و محمد بن مسلمه به اتفاق از شركت در جنگ جمل و يارى دادن على ( ع ) خوددارى و با او مخالفت كردند . پاسخ : به اين شخص چنين پاسخ داده خواهد شد كه حركت نكردن اين اشخاص در التزام امير المؤمنين ( ع ) به بصره و عقيدهء آنان در خوددارى از شركت در جنگ جمل معروف و مشهور است ، ولى اين موضوع منافاتى با بيعت كردن آنان با على ( ع ) و تسليم شدن ايشان با آزادى و اختيار به امامت آن حضرت ندارد . كسى كه ادعا مىكند ايشان از بيعت با على امتناع داشتهاند چنين پنداشته است كه خوددارى آنان از يارى - دادن امير المؤمنين در جنگ جمل به سبب خوددارى آنان از بيعت بوده است و حال آنكه آنچنان كه پنداشته نيست و گاهى براى آدمى در موضوعى كه سلطان آن را با يقين مقرون به صلاح مىداند شك و ترديدى حاصل مىشود و سلطان هم به مناسبت رعايت پارهاى از مقتضيات ، مصلحت نمىبيند كه او را بر انجام چيزى كه در آن شك دارد مجبور كند . گاهى هم آدمى كار صحيح و صواب ديگرى را نادرست و منطبق بر هوى مىداند و در اين مورد به ايراد شبهه مىپردازد و همين شبهه موجب مىشود كه بسيارى از مردم او را در مخالفت موجه و معذور بدانند . وانگهى هر كس كه معتقد به امامت كسى باشد ناچار از هماهنگى در همهء امور با او نيست و ممكن است در مورد كسى اين اعتقاد را داشت كه او رئيس و امام و مقدم در امور دينى است و در عين حال برخى از فرمانهاى او را اجرا نكرد و اگر چنين نباشد هر كس كه خدا را مىشناسد و به او معتقد است نبايد مرتكب خلاف شود و نبايد با هيچيك از فرمانهاى پيامبرى كه به او ايمان دارد مخالفت كند و هيچيك از مخالفان ما معتقد نيستند كه در مورد امامت كسى بايد در همهء امور از او پيروى كرد . بنابراين نمىتوان - اين شبهه را پذيرفت كه آنان بيعت على ( ع ) را قبول نداشتهاند ، وانگهى اخبارى رسيده است كه آنان اذعان به بيعت داشتند و در عين حال از يارى و مساعدت على ( ع ) در جنگ جمل خوددارى كردند و در اين مورد بهانههايى براى خود تراشيدند و جنگ جمل را كارى نادرست پنداشتند و در مورد خطايى كه مرتكب شدند بهانههايى آوردند كه در نظاير آن آورده مىشود .